"زیرزمین" برای هنرمندان و مطبوعات اجرا می شود
نمایش "زیرزمین" به کارگردانی امیر قربانی چهارشنبه 28 شهریورماه ویژه هنرمندان و اصحاب مطبوعات اجرا میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی اداره برنامه های تئاتر و خانه نمایش اعلام کرد نمایش "زیرزمین" نوشته آرش عباسی از یازدهم شهریورماه در خانه نمایش در حال اجراست و هفته گذشته نیز ویژه هنرمندان اجرای عمومی داشت.
از آنجا که تعداد زیادی از اصحاب مطبوعات و برخی هنرمندان تئاتر به دلیل برگزاری دوازدهمین جشنواره تئاتر دفاع مقدس به سنندج سفر کرده بودند و موفق به تماشای این نمایش نشدند، یک اجرای ویژه برای آنان در نظر گرفته شده است. این نمایش با بازی وحیده شجاعی و سروش طاهری در ششمین جشنواره تئاتر بانوان موفق به کسب جایزه اول کارگردانی و بازیگر مرد شد.
"زیرزمین" به زندگی خواهر و برادری می پردازد که در خانه یک سرهنگ فراری زندگی می کنند و خواهر برخلاف برادرش معتقد است خانه به آنها تعلق دارد ... مریم طالب نظری طراح گریم، سروش طاهری مشاور و احسان انوریان و محسن جعفری دستیاران کارگردان، مهدی سربازی روابط عمومی و احسان نوریان و سمیرا اقدسی آهنگساز نمایش هستند. نمایشنامه "زیرزمین" هم در نشر دستان منتشر شده است.
تاریخ انتشار، تهران: ۱۵:۱۰ , ۱۳۸۶/۰۶/۲۶
| "زیرزمین" برای هنرمندان و مطبوعات اجرا می شود نمایش "زیرزمین" به کارگردانی امیر قربانی چهارشنبه 28 شهریورماه ویژه هنرمندان و اصحاب مطبوعات اجرا میشود. | ||||||
| ||||||
|
اجرای نمایش "زیرزمین" ویژه هنرمندان و اصحاب مطبوعات
دوشنبه 26 شهریور 1386 ساعت 1:14:00 PM تعداد بازدید: 8
| ||||
نمایش"زیرزمین" به کارگردانی امیر قربانی چهارشنبه 28 شهریور ویژه هنرمندان واصحاب مطبوعات اجرا می شود. به گزارش دریافتی سایت ایرانتئاتر از روابط عمومی اداره برنامههای تئاتر و خانه نمایش، نمایش"زیرزمین " نوشته آرش عباسی است که از 11 شهریور در خانه نمایش اداره برنامههای تئاتر در حال اجراست و هفته گذشته نیز ویژه هنرمندان اجرای عمومی داشت. از آنجا که تعداد زیادی از اصحاب مطبوعات و برخی از هنرمندان تئاتر به سبب برگزاری دوازدهمین جشنواره سراسری تئاتر دفاع مقدس به شهر سنندج سفر کرده بودند و موفق به تماشای این نمایش نشدند، این اجرا نیز برای آنان در نظر گرفته شد. این نمایش که با بازی وحیده شجاعی و سروش طاهری اجرا میشود در ششمین جشنواره سراسری تئاتر" بانوان " موفق به کسب جایزه اول کارگردانی و بازیگری مرد شد. گفتنی است، نمایشنامه"زیرزمین" را نشر "دستان" در 2000 نسخه چاپ و منتشر کرده است. | ||||
زیر زمین
کارگردان:امیر قربانی
عکس:رئوفه رستمی

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
|
فغان به جاي سكوت
نگاهي به نمايش "زيرزمين" نوشته آرش عباسي و كارگرداني امير قرباني یکشنبه 25 شهریور 1386 ساعت 12:30:00 PM تعداد بازدید: 11
| ||||
ايثار ابومحبوب: گرايش به ناتوراليسم رگهاي است كه در ميان نمايشنامهنويسان ايران در بدنه و حاشيه وجود داشته است. اما اين گرايش كمتر منجر به ناتوراليسم محض شده و اغلب به صورت التقاطي بروز كرده است. اين نه نقص است و نه حسن، بلكه اتفاقي است در نمايشنامهنويسي ايراني كه براي تمام سبكهاي وارداتي رخ داده است. شايد ضرباهنگ متفاوت زندگي و شايد تازگي روح درام ايراني است كه باعث ميشود درامنويسان ايراني حتي وقتي گمان ميكردهاند ابزورد مينويسند روحيهاي ديگر در آن بدمند و نمايشنامههايي پديد آورند كه عنواني ديگر ميطلبيده است(كه هنوز هم نيافته). ناتوراليسم ايراني ابتدا در برخي داستانهاي كوتاه هدايت بروز ميكند و ناگاه اوج خلوص خود را در اغلب آثار چوبك نشان ميدهد. اما در نمايشنامههاي مهم ايراني كمتر شاخصههاي ناتوراليسم را ميتوان يافت. با وجود اين، در تئاتر بدنه، اين گرايش هميشه تلاش داشته مخاطبان خود را پيدا كند. اما ناتوراليسم در نمايشنامهنويسي ايراني توأم با نوعي احساساتگرايي و سانتيمانتاليزم بوده كه از بنياد با اصول فلسفي رئاليسم و ناتوراليسم ناهمخوان است. جرقههاي اين سانتيمانتاليزم حتي به هنگام ابزورد نويسي هم از نوك قلم درامنويس ايراني مي جهد. اين موضوع را نبايد به عنوان نقص ارزيابي كرد بلكه اين دميدن روحيه جغرافيايي به محصولات وارداتي است و دورهاي به حساب ميآيد كه دوام يا اتمام آن متوسل است به روحيه و ذوق و قريحه جامعهاي كه هنرمند و مخاطب در متن آن با هم آشنا ميشوند. هنگامي كه بايد سخن را با نام نمايشنامه "زيرزمين" آغاز ميكرديم، از ناتوراليسم گفتيم، زيرا اين نمايشنامه بر اساسيترين اصول ناتوراليسم استوار است: جبر وراثت، جبر محيط، و نيز سياهنمايي و توجه به تاريكترين صورت واقعه. اما همانطور كه از مقدمهچيني بحث نيز پيداست، اين ناتوراليسم براي تاثيرگذاري گهگاه به احساساتگرايي پناه ميبرد و گاه براي اين تاثير از خطوط باورپذيري خود تخطي ميكند. مثلاً توجه كنيد به سخناني كه ماندگار بر صحنه به زبان ميراند. اين سخنان اغلب بار حسي قوياي با خود به همراه ميآورند. اما خارج از جغرافياي واژگاني يك ديوانه به نظر ميرسند. ظاهراً نويسنده خود نيز به اين موضوع واقف بوده زيرا گريزگاهي به اسمِ "اسمالآقا" براي اين مشكل طراحي كرده است. هرگاه بناست ماندگار حرفي به اصطلاح گندهتر از دهانش بگويد، آن را به نقل قول مستقيم از "اسمال آقا" ميگويد. "اسمال آقا" چند امكان را در اختيار نمايشنامهنويس گذاشته است: نخست، هم آن چه گفتيم؛ يعني گذاشتن حرف در دهان ماندگار براي ايجاد ضربههاي حسي. ديگر، بهانهاي براي اطلاعات رساني درباره خود شخصيتها و موقعيت زندگيشان. سوم، به دست آمدن واسطهاي درباره واكنشهاي محيط و جامعه نسبت به صفورا. چهارم، بُعد بخشيدن به شخصيت ماندگار از طريق ايجاد روابط بيرون از صحنه و زندهتر كردنش. و پنجم، گستردهتر كردن امكانات فضاسازي و موقعيتپردازي در كل نمايشنامه. نويسنده تمام بهره ممكن را از اسمال آقا ميگيرد كه اين بسيار مثبت است. اما يك نكته به قوت خود باقي است: هنوز هم حافظه دقيق ماندگار در بهخاطر سپردن لفظ به لفظ عبارات اسمال آقا و نكتهسنجي در بازگوييِ به موقع هر گفته اسمال آقا كمي فراتر از ضريب هوشي احتمالي ماندگار به نظر ميرسد. اما در مقابل شخصيتپردازي صفورا از لغزش كمتري برخوردار است. انحراف جغرافياي ممكنِ واژگاني ماندگار در زمره مواردي است كه احساساتگرايي بر باورپذيري غلبه ميكند. از نكات مثبت اين نمايشنامه شروع بسيار قوي و استثنايي آن است. در شروع نمايشنامه ماندگار سخنراني طولانياي درباره ماكاروني، اختراع برق، جن و فوت كردن ، و غيره ميكند. انتظار شكستن اين سخنراني يكجانبه از طرف تماشاگر، در همان ابتداي نمايش يكي از ظريفترين امكانات تعليقي نمايشنامه را رو ميكند اين فضا به هر حال بايد بشكند. و ميشكند: تلفن زنگ ميزند و ماندگار گوشي را بر ميدارد. حالا نوبت واكنش صفورا است: ماندگار نبايد گوشي را برميداشته و سكوت صفورا در تمام اين مدت به خاطر انتظار همين زنگ تلفن بوده است. اما او همچنان تا مدتي سكوت ميكند. و سپس نوبت اوست كه آرام آرام و به طور يكجانبه شروع به حرف زدن كند و به حد فرياد برسد. اين تكگويي ها از آنجا كه در هر لحظه انتظار پاسخگويي از طرف مقابل را فراهم ميآورند، از لحاظ ساختار مكالمه چيزي كم از ديالوگهاي مسلسل وار ندارند؛ زيرا هر جمله بيجواب، در انتظار جوابي گفته شده است. حال آنكه آن قدر جوابي نميرسد تا لحظهاي كه طرف مقابل شروع به حرف زدن ميكند يك شك به صحنه وارد ميشود. اين صحنه به پاياني بسيار چشمگير ختم ميشود. صحنه اول به خودي خود و بدون نياز به قصه يك نمايشنامه مينيماليستي كامل است و صحنههاي بعد قرار است به شكل شبه اپيزوديك الگوي فراز و فرود همين صحنه را تكرار كنند. اما كمتر صحنهاي بدون توسل به جلب دلسوزي مخاطب توانسته كمال اين صحنه را به دست آورد. بر اين بايد افزود كه كارگردان نيز با عدم ايجاد تنوع در عناصر اجرا، روند صعودي اپيزود/صحنهها را به كلي از آن سلب كرده و كل متن را فداي يك ايده ابتدايي و ناموفق كرده است. بيتحرك در دو سوي ميز نشستن اگر در "رقص روي ليوانها" موفقيتي كسب كرد به واسطه عناصر ديگر اجرا بود و نه سكون محض. موفقيت سكون در نمايشهاي به شدت تكنيكي، ناشي از تكيه بر امكانات تعليقي سكون و سكوت است و نيز پويايي دروني صحنه، نه عجيب بودن. از اين رو هر نمايشنامهاي براي اين قسم سكون مناسب نيست. در ادامه بايد به نكتهاي ديگر در متن اشاره كرد و آن زمينه تعليقي پايين آن است كه توسط كارگردان باز هم تنزل بيشتري يافته است. در هر مرحله از نمايشنامه از ميان جدال خواهر و برادر اطلاعات تازهاي درباره رازهاي دردآلود هركدام از آنان به دست مخاطب ميرسد كه هر كدام از اينها نيز در لحظهاي ممكن به عنوان پاسخ منطقي به يك پرسش يا ادعا بيان ميشود. اما مسئله اين است كه در بيشتر موارد مخاطب از قبل منتظر اين اطلاعات نيست و اطلاعرساني(نه در همه موارد) ،با وجود زمينه منطقي، فاقد زمينه تعليقي است. از آنجايي كه اطلاعاتي كه تماشاگر به دست ميآورد داراي بار احساسي است، خود به خود تاثيرگذار است، اما تأثر حسي كجا و پويايي تعليق كجا. از سوي ديگر، تعليق درباره برخي وقايعِ نمايشنامه، و نه اطلاعرسانيها، به كار برده شده است. مثلاً اين كه آيا سرهنگ به خانه باز خواهد گشت و آنان را بيرون خواهد كرد؟ يا اين كه آيا ماندگار در نهايت جهت ابتياع نخود سياه از خانه خارج خواهد شد و صفورا او را متقاعد خواهد كرد؟ به ويژه همين سوال دوم محور اساسي نمايشنامه است كه تمام وقايع بايد حول آن شكل بگيرند كه متن به درستي احتياط را در تاكيد بر آن از دست نداده است. اما متاسفانه در اجرا كارگردان با ناديده گرفتن و كشف نكردن اين محور به هنگام تحليل، تمام امكاناتي را كه اين محور براي اجرا ايجاد ميكند، از دست ميدهد. متن داراي ظرايف و جزئياتي است كه امكانات گستردهاي را براي هنرنمايي وتاثيرگذاري زيباييشناسانه - و نه احساسي - بر مخاطب فراهم ميكند. اما كارگردان - و گاه خود نويسنده هم - از آن غفلت كرده است. ديالوگهايي چون "تا تنها ميشي چهار طرفت رو فوت كن" يكي از چندين كليدي است كه نويسنده در متن براي كارگردان گذاشته، ولي كارگردان به امكانات رئاليستي و غير رئاليستي متنوعي كه چنين ديالوگي براي كل اثر فراهم ميكند پي نبرده است. شمارش زنگهاي تلفن را هم ميشد به مخاطب واگذار كرد كه نويسنده نيز ميتوانست چنين كند و غيره. البته واقعگرا بودن متن، كارگردان را ملزم به واقعگرايي و وفاداري به سياق متن نميكند. ميتوان متن را گسست و از آن حذف كرد و دوباره بست و با امضاي كارگردان بر صحنه برد. تنها مشروط بر آن كه محصول بينقص و در خوري به وجود آيد كه اگر الزاماً بهتر از متن نيست در نوع خود اجراي خوبي است. بايد گفت كه به جز بازي درخشان سروش طاهري، باقي عناصر اجرا در مرزي نزديك به خوب بودن اما نرسيده به آن حركت ميكنند و در بعضي موارد ابتدايي و خام از آب در ميآيند. از مواردِ عيانِ خام بودنِ اثر، هدايتِ به كلي غلط بازيگر زنِ نمايش، وحيده شجاعي، است. به نظر ميرسد علاوه بر كمتجربگي خود بازيگر كارگردان نيز به كلي او را به ورطه بازيهاي مكانيكي و بروز بيروني و روجلدي احساسات هدايت كرده است. همچنين است نحوه بهرهگيري از موسيقي يا جايي كه كارگردان گمان كرده است با بازي با دستكشها يا بازي پاهاي سروش طاهري، كار خود را امضا ميكند. اينها لحظاتي است كه ناگهان سطح ايدههاي كار به نحو غير منتظرهاي افت ميكند. رو در رو كردن بازيگران با تماشاگر به جاي يكديگر، برشي است كه كارگردان در بُعد مكاني صحنه ميزند و اين به خودي خود خلاقانه است و در بخشهايي از نمايش كاربرد خوبي پيدا ميكند. اما متاسفانه تنها ايده جدياي است كه به كار رفته و متاسفانه به تنها محور حركت، بازي و به طور كلي كارگرداني تبديل شده است. اين ايده بر يكي از زيرمتنهاي خود نمايشنامه استوار است: صفورا و ماندگار با وجود زيستن در يك محوطه زماني و مكاني در دو دنياي به كلي متفاوت و در تنهايي محض زندگي ميكنند. آنان هرگز به درك درستي از دنياي ديگري دست نمييابند و اين ناشي از يك جبر فيزيولوژيكي است. از همين رو در اين مورد كارگردان اصلاً به بيراهه نرفته است. تنها شايد بتوان گفت كه اين ايده براي اجراي كل يك اثر كفايت نميكند. كارگردان با ناديده گرفتن و عدم تكيه بر ديگر زيرمتنهاي اثر و پافشاري بر تنها يكي از آنها، از يك سو كار خود را آسان و از سويي ديگر خود را از امكانات متن محروم و كار را بر خود دشوار كرده است. با وجود برخي ضعفهاي اجرا و برخي ملاحظات متن كه برشمرده شد، زيباييهاي متن و بازيِ سروش طاهري نجاتگر اثر ميشود كه البته تمام اينها نيز در برخي لحظات با تكيه بر احساساتگرايي مفرط صورت ميگيرد. مثل سرطان و مرگ ماندگار كه لزوم آن جز براي افزايش بار فجايع، پيدا نيست. كارگردان نيز با افزودن فرياد و فغان صفورا به صحنه آخر، از عمق آن كاسته و يا با حذف "صداي مرد" از امكانات تعليقي به نفع امكانات احساسي كم كرده است. شكستن واقعگرايي طبيعيترين اتفاقي است كه هنگام كارگرداني براي متن رخ ميدهد و نيز صرفهجويي در مصرف ايده، امتيازي براي كارگردان محسوب ميشود و كارگرداني زيرزمين از اين امتياز برخوردار است. اما پوشاندن ايدهها در لفافه لحظهها دشوارترين توانايياي است كه يك كارگردان كسب ميكند و براي كسب اين مهارت هيچ تمريني بهتر از واقعگرايي نيست. شايد اگر كارگردان پيش از پياده كردن ايده خود يعني برش زدن بعد مكاني صحنه، و در مراحل تمرين يك بار كل اثر را به صورت كاملاً واقعگرايانه كارگرداني ميكرد، به ضعفها و قوتهاي بيشتري در متن پي ميبرد و به جزئيات نيز به اندازه ايده كلي خود اهميت ميداد. پس از اين مرحله بيشك پياده كردن ايده اصلياش ارزشي دو چندان پيدا ميكرد. | ||||
|
برای خوشایند دبیر هیچ جشنوارهای، نمایشنامه نمینویسم
یادداشت آرش عباسی نویسنده نمایشنامه"زیرزمین" به بهانه اجرای این نمایش شنبه 24 شهریور 1386 ساعت 1:08:00 PM تعداد بازدید: 37
| ||||
دو سال از نوشتن نمایشنامه"زیرزمین" میگذرد و اجرای بچههای تربت حیدریه در خانه نمایش چندمین اجرای متفاوتی است که از این نمایشنامه میبینم. حالا که به گذشته و آن روزهای اولی که میخواستم"زیرزمین" را بنویسم فکر میکنم میبینم همه چیز برایم از یک تاریکی آغاز شد؛ ماندگار در تاریکی سعی میکند شمعی را روشن کند، کبریت خیس است او تلاش میکند و حرف میزند. همه چیز از این جا آغاز شد، برادر و خواهری که 15 سال از مرگ پدر و مادرشان میگذرد و آنان همچنان با هم در خانه سرهنگ، صاحب اصلی خانه که از مملکت فرار کرده است، زندگی میکنند. کل نمایشنامه با دو شخصیت حاضر و چهار شخصیت غایب پیش میرود، چهار شخصیتی که اهمیتشان برای من به هیچ وجه کمتر از دو شخصیت حاضر نبود. "سرهنگ"، "اسمال آقا"، "شهلا" و"صدای مرد". سه تن از این چهار شخصیت برای ماندگار مثلثی را تشکیل دادهاند که بیوجود آنها ماندگار یعنی هیچ. شهلا به عنوان کسی که مدتی زنش بوده و بعد تنهایش گذاشته است. سرهنگ به عنوان مالک خانه قدیمی که بالاخره برمیگردد و اسمال آقا به عنوان کسی که همه حرفها، راهها و کارها به او ختم میشود. زیرزمینی که هم اکنون در خانه نمایش اجرا میشود کمی با اصل آن متفاوت است. گروه اجرایی بنا به دلایلی"صدای مرد" را حذف کردهاند و این به نظرم کلیت شخصیت صفورا را زیر سؤال میبرد و شاید مخاطب را سردرگم کند. به هر حال من برای نظر گروه احترام قائلم. در طول نگارش متن اصرار داشتم آن دغدغه همیشگیام را حفظ کنم، نگاهی اجتماعی ـ انتقادی به وضعیت قشر پایین جامعه، قشری که گاهی مجبور میشود پا را از خط قرمزها فراتر بگذارد و حتی بیراهه هم برود. این نمایشنامه تاکنون در جشنوارههای مختلفی اجرا شده است که توضیحی در این باره را لازم میدانم؛ من در این عمر کوتاه نمایشنامهنویسیام، از 1378 تاکنون، یاد گرفتهام که برای خوشایند دبیر هیچ جشنوارهای نمایشنامه ننویسم. نگاهم به زن و وضعیت زنان همین است که در نمایشنامههایم از جمله"زیرزمین" به آن پرداختهام. به جایزه و تشویق دل خوش نکردهام اگر جایی، جشنوارهای، ارگانی، سازمانی کارم را نپسندد نه تنها ناراحت نمیشوم که خوشحال هم میشوم چرا که اصلاً من برای آن بزرگواران نمینویسم که حالا به جایزه و تقدیرشان فکر کنم. من به وجه ادبیاتی نمایشنامه بیشتر اعتقاد دارم تا اجرای صحنهای آن(ناچارم اعتقاد داشته باشم) با همین تفکر است که حالا مینویسم و انبار میکنم برای فرداهای دیگر، سالهای دیگر و روزگار دیگر. نشان دادن آدمهای مفلوک و سرخورده در قالب نمایشنامههای بیارزش برایم جذابتر است تا ... با هیچ جشنوارهای مشکل ندارم حتی جشنوارههایی که به قامت ادبیات نمایشی این مرز و بوم توهین میکنند. | ||||
|
اداره برنامههای تئاتر میزبان 58 گروه نمایشی شد
چهارشنبه 21 شهریور 1386 ساعت 1:38:00 PM تعداد بازدید: 92
| ||||
اداره برنامههای تئاتر در نیمه سال میزبان 58 گروه نمایشی شرکت کننده در جشنواره"ماه" و نیز دو بخش چشمانداز و بینالملل بیستوششمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر شد. به گزارش روابط عمومی اداره برنامههای تئاتر و خانه نمایش، در حال حاضر اداره برنامههای تئاتر میزبان 10 گروه نمایشی شرکت کننده در جشنواره تئاتر"ماه"، 30 گروه نمایشی شرکت کننده در بخش چشم انداز بیست و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر و 18 گروه نمایشی شرکت کننده در بخش بین اللمل این جشنواره است که در شش پلاتو این اداره در حال تمرینند . بنا به این گزارش، نمایشهای شرکت کننده در جشنواره تئاتر ماه عبارتاند از:"رتیل" کار محبوبه بیات، "لیر خوشبخت" کار مشترک مهدی ایوبی و فرهاد مهدوی، "همیشه ماندگار" کار حسن باستانی، "خوئیان و خوزیان" کار محمد خراط زاده، "هفت خواب..." کار داوود فتحعلی بیگی، "حیرت بازار" کار عبدالرضا فرید زاده، "تلفن بی موقع" کار بهزاد صدیقی، "هویت" کار علی سرابی و"گمشته" کار حمید ابراهیمی. نمایشهای بخش چشمانداز بیستوششمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر نیز عبارتاند از:"ترانهای برای آیدا" نوشته حمیدرضا نعیمی و کار سیامک موحدی، "تانگوی تخم مرغ داغ" نوشته اکبر رادی و کار محمد مسعود طیبی، "جایی که پیادهرو تمام میشود" نوشته و کار کیوان نخعی، "بیسرزمین تر از باد" نوشته و کار حسن باستانی، "محله قدیمی" نوشته دیوید ممت و کار مشترک هادی عامل و هدایت هاشمی، "بازرس هاند واقعی" نوشته تام استوپار و کار امیر امجد، "کابوسهای ریتمیک" نوشته فریبا آقاپور و کار سعید تهرانی، "سرطان" نوشته امیر دژاکام و کار سیاوش زاهدی، "غولتشنها" نوشته کارلو گولدونی و کار حمید پورآذری، "خنجرها" نوشته مهدی پوررضاییان و کار امیر آتشانی، "خاکستر به خاکستر" نوشته هارولد پینتر و کار علیرضا اولیائی، "پارههای ساده" نوشته مهدی میرمحمدی و کار علی هاشمی، "این خونه بهم ریختس" نوشته و کار علی عابدی، "گام برداشتن کنار برف، نوشته و کار امین بهروزی، "مرگ در پاییز" نوشته اکبر رادی و کار فریبا ورکیانی، "گاردن پارتی در برف" نوشته چیستا یثربی و کار پرستو گلستانی، "ابریشم بانو" نوشته و کار عزتالله انتظامی، "شهرزاد" نوشته حسین مهکام و کار مهرداد ضیایی، "مجلس لیر بیچاره" نوشته و کار حسین جمالی، "باغ آلبالو" نوشته آنتوان چخوف و کار محمد حسن معجونی، "مردگان" نوشته طلا معتضدی و کار نیما دهقان، "دراکولا" نوشته جلال تهرانی و رضا کوچک زاده، "در جمعیت گم شد" نوشته و کار جلال تجنگی، "خدا در آلتونا حرف میزند" نوشته محمد ابراهیمیان و کار مسعود دلخواه، "سنگ" نوشته ادوارد باند و کار آناهیتا غنیزاده، "شش خاطره یک شکست" نوشته غلامحسین دریانورد و کار محسن بابایی، "تثلیث" نوشته مارکس فریش و کار لطفالله سیفی، "بالرین" نوشته هلن خانزاده امیری و کار رویا افشار، "بانو" نوشته حمیدرضا آذرنگ و کار عباس اقسامی، "بیرون پشت در" نوشته برشت و کار مشترک وحید نفر و جواد روشن و "کلبه عمو تام" نوشته و کار بهروز غریبپور. همچنین، در بخش بینالملل بیستوششمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر نیز 18 نمایش در حال تمریناند که عبارتاند از: "بیرون جلوی در" نوشته برشت و کار محمد عاقبتی، "مرد مقابل" نوشته هاله مشتاقینیا و کار کتایون جهانگیری، "فوزیون" نوشته محمد میرعلی اکبری و کار بنفشه اعرابی، "کشتی شیطان" نوشته و کار آتیلا پسیانی، "ترمینال" نوشته و کار سیامک احصایی، "خانه برنارد آلبا" نوشته لورکا و مهدی مهربان، "کنسول افتخاری" نوشته و کار محمد یعقوبی، "خاکستر به خاکستر" نوشته هارولد پینتر و کار مشترک علیرضا محمدی و شبنم مقدمی، "یرما" نوشته لورکا و کار رضا گوران، "تعدادی" نوشته کریل چرچیل و کار مهین صدری، "امپراطور آنجلو" نوشته ایوب آقاخانی و کار امیر دژاکام، "خط سوم" نوشته حمیدرضا نعیمی و کار اسرافیل علمداری، "لیرشاه" اثر شکسپیر و کار آرش دادگر، "موقعیت سوم" نوشته و کار هادی حوری، "یرما" نوشته لورکا و کار پگاه طبسی نژاد ، "شاید نجات یابیم" نوشته ساموئل گوسیان و کار آندرانیک خچومیان، "ظلمت در نیمروز" نوشته سیدنی کینگزلی و کار محبوبه بیات و"شبهای آوینیون" نوشته و کار کوروش نریمانی. | ||||
|
"بازیگر و زنش" اثر علی نصیریان در خانه نمایش
چهارشنبه 14 شهریور 1386 ساعت 3:22:00 PM تعداد بازدید: 29
| ||||
نمایش"بازیگر و زنش" نوشته علی نصیریان مهرماه در خانه نمایش اداره برنامههای تئاتر اجرا میشود. به گزارش سایت ایرانتئاتر، نمایش"بازیگر و زنش" از نوشتههای علی نصیریان است که مجید ستایش کارگردانی آن را برای اجرا در خانه نمایش اداره برنامههای تئاتر بر عهده گرفته است. این نمایش به زندگی مرد بازیگری میپردازد که به همراه خانوادهاش به لوسآنجلس میرود و تصمیم میگیرد نمایش کمدی اجرا کند، اما در این راه اتفاقاتی برای او رخ میدهد. مجید ستایش سال 81 نمایش"بازیگر و زنش" را به عنوان پروژه نظری کارشناسی ارشد خود انتخاب کرده بود و سال گذشته در جلسات نمایشنامهخوانی اداره برنامههای تئاتر آن را روخوانی کرد. در این نمایش که از دو پرسوناژ تشکیل شده، آتش تقیپور و منیژه گلچین ایفای نقش میکنند. همچنین، علی صادقیخواه دستیار کارگردان، فرشید تقیپور مدیر اجرا، علی حمیدی عکاس و یزدان سعدی طراح پوستر و بروشور نمایش هستند. | ||||
گزارش تصويري:نمايش تئاتر زير زمين به كارگرداني امير قرباني در خانه نمايش
عكاس مهدي كاوه اي










|
|
نمايش"زيرزمين" در خانه نمايش روي صحنه رفت
یکشنبه 11 شهریور 1386 ساعت 3:25:00 PM تعداد بازدید: 49
| ||||
نمايش زيرزمين به كارگرداني امير قرباني در خانه نمايش اداره برنامههاي تئاتر روي صحنه رفت. به گزارش دريافتي سايت ايرانتئاتر از روابط عمومي خانه نمايش و اداره برنامههاي تئاتر، اين نمايش نوشته آرش عباسي است و به داستان خواهر و برادري ميپردازد كه در خانه يك سرهنگ فراري زمان طاغوت زندگي ميكنند. خواهر معتقد است كه منزل متعلق به آنان است ولي برادر نظر ديگري دارد و... اين نمايش در ششمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان شركت داشت و موفق به كسب جايزه اول كارگرداني و بازيگري مرد شد. در اين نمايش بازيگراني چون سروش طاهري و وحيده شجاعي ايفاي نقش ميكنند. همچنين احسان انوريان و محسن جعفري دستياران كارگردان، مهدي عباسزاده طراح نور و احسان انوريان آهنگساز نمايش هستند. اين نمايش از 11 شهريور تا اول مهر در خانه نمايش اداره برنامههاي تئاتر اجرا ميشود. | ||||
|
به منظور ساماندهي به وضعيت تمرين گروهها در اداره تئاتر
جلسه مشتركي با حضور مسئولان و نمايندگان جشنوارهها برگزار ميشود یکشنبه 11 شهریور 1386 ساعت 11:55:00 AM تعداد بازدید: 33
| ||||
به منظور جلوگيري از نارضايتي گروههاي متقاضي تمرين و ساماندهي به وضعيت تمرين گروهها در اداره تئاتر به زودي جلسه مشتركي با حضور نمايندگان جشنوارهها و مسئولان در مركز هنرهاي نمايشي برگزار ميشود. به گزارش دريافتي سايت ايرانتئاتر از روابط عمومي اداره برنامههاي تئاتر و خانه نمايش، در حال حاضر 23 گروه نمايشي متقاضي شركت در بخش بينالملل بيستوششمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر و 19 گروه نمايشي شركت كننده در ششمين جشنواره سراسري تئاتر ماه به همراه تعدادي از گروههاي نمايشي كه از سوي مجموعه تئاترشهر معرفي شدهاند، در شش پلاتوي اداره برنامههاي تئاتر در حال تمرينند. بنا به اين گزارش، بهزودي گروههاي نمايشي شركت كننده در بخش چشمانداز سال 87 و بخش مسابقه بيستوششمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر نيز به گروههاي ياد شده اضافه خواهند شد. بنابراين، با توجه به محدود بودن پلاتوهاي تمرين اداره برنامههاي تئاتر و تقاضاي بيشتر گروههاي نمايشي براي تمرين در ساعات بعدازظهر، بيشتر پلاتوهاي تمرين صبحها خالي و بياستفادهاند؛ در مقابل در ساعات پس از ظهر، ازدحام بهوجود ميآيد. با عنايت به شرايط ذكر شده و به منظور جلوگيري از نارضايتي گروههاي متقاضي پلاتوي تمرين و ساماندهي به وضعيت تمرينها، بهزودي جلسه مشتركي با حضور نمايندگان جشنوارهها و مسئولان امر در مركز هنرهاي نمايشي برگزار خواهد شد. | ||||
مسیح موعود
کارگردان:علیرضا مدنی
عکس:سارا ساسانی

.JPG)
.JPG)
.JPG)
.JPG)
.JPG)
|
نمايش"زيرزمين" در خانه نمايش
دوشنبه 5 شهریور 1386 ساعت 1:43:00 PM تعداد بازدید: 9
| ||||
نمايش"زيرزمين" به كارگرداني امير قرباني از 11 شهريور در اداره تئاتر روي صحنه ميرود. به گزارش دريافتي سايت ايرانتئاتر از روابط عمومي نمايش"زيرزمين"، اين نمايش كه نوشته آرش عباسي است، داستان برادر و خواهري است كه در خانهاي قديمي متعلق به يك سرهنگ فراري زندگي ميكنند، خواهر معتقد است كه آنان صاحبان خانهاند اما برادر نظر ديگري دارد. در اين نمايش سروش طاهري و وحيده شجاعي ايفاي نقش ميكنند. مريم طالب نظري طراح گريم، سروش طاهري مشاور كارگردان، احسان انوريان و محسن جعفري دستياران كارگردان، مهدي سربازي روابط عمومي، احسان انوريان و سميرا اقدسي تهيه موسيقي اين نمايش را بر عهده دارند. گفتني است، نمايش"زيرزمين" از يكشنبه 11 شهريور امسال به مدت سه هفته از ساعت 19 در خانه نمايش اداره تئاتر روي صحنه ميرود. اين نمايش كاري از شهرستان تربت حيدريه است. | ||||
نمايش"زيرزمين" در خانه نمايش
دوشنبه 5 شهریور 1386 ساعت 1:43:00 PM
اين نمايش كه نوشته آرش عباسي است، داستان برادر و خواهري است كه در خانهاي قديمي متعلق به يك سرهنگ فراري زندگي ميكنند، خواهر معتقد است كه آنان صاحبان خانهاند اما برادر نظر ديگري دارد. [ ادامه ]
شیخ صنعان
کارگردان: منصور قربانی
عکس: مانی لطفیزاده
بوي محمد
كارگردان:محمد صمديان
عكس:ناصر عرفانيان

شست بستن ديو
كارگردان:احسان شريف زاده
عكس: ماني لطفي زاده


.jpg)
.jpg)




